تبليغاتX
کلبه آرام

کلبه آرام

درد و دل

سلام

اومدم

یادش بخیر

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 30 تیر1389ساعت 4:59 AM  توسط بهنام  | 

نقش قلبی که بروی چینی ست ترکی دارد...

 

سال ها پیش که کودک بودم

 

سر هر کوچه کسی بود که چینی ها را

 

بند می زد با عشق

 

و من آن روز به خود می گفتم:

 

آخر این هم شد کار؟!

 

ولی امروز که دیگر خبری از او نیست

 

نقش یک دل که به روی چینی ست

 

ترکی دارد و من

 

در به در

 

در پی بندزنی می گردم....

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 9 خرداد1387ساعت 6:41 PM  توسط بهنام  | 

سلام من برگشتم

 

سلام

 

     بعد یه مدت نسبتا طولانی که به علت در گیری های درس و امتحانات و....

از شما دوستان دور بودم برگشتم

     با اینکه تقریبا یک ماه دیگه کنکور دارم و....

     ولی برگشتم که دو باره چراغ این کلبه ی روشن کنم. هر چند که شما دوستان

با شمع هایی که روشن می کردید هیچ وقت نگذاشتید که این کلبه تاریک بشه

 

   من برگشتم

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 9 خرداد1387ساعت 6:24 PM  توسط بهنام  | 

نمی تونم دل بکنم

 

فعلا برگشتم که تا یه مدتی باشم

خیلی دوست دارم که باشم و مطلب بنویسم

ولی خیلی وقتم کم و نمی تونم

از این کلبه و شما دوستان دل بکنم

+ نوشته شده در  چهارشنبه 10 بهمن1386ساعت 1:19 AM  توسط بهنام  | 

وقت _ زمان _ کنکور

دیگه خسته شدم از این همه عجله

جبران عقب ماندگی درس ها

دیفرانسیل

گسسته

فیزیک...

+ نوشته شده در  شنبه 26 آبان1386ساعت 0:36 AM  توسط بهنام  | 

افتادم برا شهریور

 

نشد دیگه!!!

 

خیییییلی سختبود

 

همه از فیزیک ۳ (ریاضی فیزیک) می نالیدن

 

فقط من نبودم که

 

خلاصه شرمند

 

میدونم همه منتظرم هستید

 

ولی مطمئن باشید میام 

 

وقتی هم اومدم میترکونم

 

تا بعد شهریور

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 26 تیر1386ساعت 2:42 AM  توسط بهنام  | 

تا بعد از امتحانات

بر و بچ وبلاگ نویس و همه ی دوستان

سلام

با عرض پوزش تا بعد از امتحانات نمیتونم بیام

لطفا منو فراموش نکنید و منو از خودتون بی خبر نذارید

تا بعد از امتحانات خرداد

+ نوشته شده در  جمعه 24 فروردین1386ساعت 2:34 AM  توسط بهنام  | 

زمستونی

هان ای الهه سرما

از تو به گرما پناه نخواهم برد

در کنارت خواهم ماند

حتی اگر استخوان هایم از سرمای وجودت خورد شود

در کنارت خواهم ماند

 تو و سر نوشتت را به زانو در خواهم آورد

قلب منجمدت را آب خواهم کرد

ابرهایت را بارانی خواهم کرد

تا خورشید قلبت را از پشت ابرهای نومیدیت بیرون کشم

با تو خواهم ماند

تا بهار

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1 آذر1385ساعت 0:0 AM  توسط بهنام  | 

قلب یخ زده

از کدامین سر زمین می آیی؟

که قلب منجمدت را نمی توان لمس کرد

خود را در برابر آفتاب محبت قرار ده

آب کن ...

آب کن قلب منجمدت را

آغوش گرم تابستان در انتظار توست

+ نوشته شده در  جمعه 26 آبان1385ساعت 1:1 PM  توسط بهنام  | 

کنکور = قیف وارونه

کنکور یعنی:

یک سال با استرس زندگی کردن

یک سال بدون تفریح

و بالا رفتن شماره عینک

استرس بی جا

فقط به فکر کلک زدن به کنکور

چطوری میشه از دستش در رفت

اصلا کنکور میتونه معیاری برای سنجش باشه؟

یعنی اگه تست های زیان یا عربی رو صحیح بزنه زبان بلده؟ عربی بلده؟

نه این حرفا نیس

کنکور یک روش غلط

باید عوض شه

باید هر رشته ای برای خودش آزمون ورودی داشته باشه

باید این سیستم های آموزشی سنجشی اصلاح بشه

و این فشار کاذب از رو جونان برداشته بشه

+ نوشته شده در  جمعه 26 آبان1385ساعت 2:4 AM  توسط بهنام  |